محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
144
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
مصر دوباره نيروى خويش را بازيافت و با حتيان كه در نبود مصريان نيرو گرفته بودند ، درافتاد و « حورمحب » حتى پيش از آن كه بر تخت مصر بنشيند ، توانست بر آنان چيره شود . « 1 » البته اين « سيتى » اول بود كه توانست براى بازگرداندن امپراتورى از دست رفتهء مصر بر آسيا ، كوششى كارساز را پىگيرد و راه را بر صحرانشينانى كه از سوى شرق مرزهاى فلسطين را تهديد مىكردند ، بربندد و با سروسامان دادن سه حمله ، بر همهء سرزمين فلسطين و بخشهايى از سوريه دست يابد و همچنان به سوى شمال پيش رود و سرانجام در چهارمين حمله در جايى در شمال شهر كادش ( قادش ) با حتيان رويارو شود و به استناد سنگنوشتههاى كرنك ، پيروزى از آن فرعون بود و افزون بر به دست آوردن غنايم و اسيران بسيار توانست حتيان را به بازگشت به سرزمينهاى خود ناگزير سازد . « 2 » پس از « سيتى » اول ، پسرش رامسس دوم در 1290 پيش از ميلاد به جاى او بر تخت مىنشينند و فرمانروايى مصر را به دست مىگيرد و از همان آغاز پيروزىهاى پدر در فلسطين و گسترش آنها را به سوى شمال تا سوريه پى مىگيرد و در آن جاست كه بارى ديگر در سرزمين قادش « 3 » ، مصريان با حتيان روبهرو مىگردند و در پيكارى مشهور در پنجمين سال
--> ( 1 ) . بنگريد به : دريتون فانسييه ، مصر ، ترجمهء عباس بيومى ، قاهره ، 1950 م ، 466 - 467 ؛ محمد بيومى مهران ، همان ، 229 - 230 ؛ نيز : J . H . Breasted , A History of Egypt , N . Y , 1964 , p . 40 ; A . H . Gardiner , " The Mephite Tomb of the General Haremhab " , JEA , 39 , 1951 , P . 4 . ( 2 ) . بنگريد به : محمد بيومى مهران ، همان ، 230 - 232 ؛ نيز : : 73 . P . 7491 , 33 , AEJ , I . loV . " sohteS fo sraW ehT " , renkluaF . O . R ; 452 . p , 6691 , TENA , noslliW . J R . O . Faulkner , CAH , vol . II , part 2 , Cambridge , 1975 , p . 218 ; A . H , Gardiner , Egypt of the pharaohs , Oxford , 1964 , 164 , p . 253 - 254 . ( 3 ) . كادش ( - قادش ) شهرى است بر كنارهء رود « اورنتس » ( - اورنت - عاصى ) - در تل بنىمند ، بر كنارهء چپ رود عاصى ، درون زاويهاى كه از برخورد رود عاصى با رود موقاديهء كوچك از سوى غرب ، پد - مىآيد ، در چند ميلى كنارهء جنوبى درياچهء حمص . اين شهر در روزگار تحموتمس سوم ، « قدشو » خوانده مىشده است ، چنان كه گاه « كنزا » ، « كردش » ، « كدشو » و « جيزا » نيز خوانده مىشده است ، و گويا پندار « ادوارد ماير » درست باشد كه گفته : اين دو اسم ( قادش و قدشو ؟ ) دو اسم جداگانهاند ، نخستين ، نام اصلى اين شهر است و دومى كه به معنى محراب است از ريشهء سامى « قدش » به معنى مقدس گرفته شده است . و چنين مىنمايد كه اين شهر پس از جنگى كه ميان رامسس دوم و مواتيلا ، پادشاه حتيان درگرفت ، ويران شد و از آن پس چند بار بازسازى شد . قادش اهميت استراتژيكى فراوانى داشته است ، چرا كه در شمالىترين قسمت